@Immortalless
همین خواهری که مجید در آخرین وصیتش نام برده بود، به خاطر اندکی «کوتاهی مانتو و مشکل حجاب»، برای آخرین ملاقات پیش از اعدام، به زندان راه ندادند تا برادر را ببیند. مادر پیرش پس از پنج ماه موفق به ملاقات مجید شد و حتی پولی نداشت تا از بوفه زندان چیزی برایش بخرد. مجید تمام وقت ملاقات را هم بر گوشه چادر مادرش گریست که بیگناه است
ننگ عالم بشریت هستید؛ شمایی که پیش از اعدام مردمان شریف این سرزمین، لالمونی میگیرید تا پس از قتلشان، برای خوشرقصیِ «حقوق بشرتان» فاکتورشان کنید. شرم داریم از هموطن بودن با شما که به نام «آزادی» با استمرارطلبان این وضعیت همصدا شدید و از شلکن سفتکنهای لچک بر سر زنان این سرزمین، «دیوار برلین» ساختید
از شما که اگر حکومت مطبوعتان جوان این مملکت را سربدار کند، فریاد «نه به اعدام» سر میدهید و در خفا به خون این مردمان و آرمانشان تشنهاید. شما بسان سمساری هستید که هر چه دارد، فروشی است؛ از خون گرفته تا درد و رنج ایرانی جماعت، همه را به حراج عالم گذاشتهاید. گرگهایی در لباس میش و مارهایی که تا گردن از آستینمان بالا آمدهاید
آب در این مملکت سالهاست سربالا میرود؛ وگرنه هر شلتنبان تازه از راه رسیدهای را چه جای آن بود که منت شکمبارگی و تنپروری خود را بر سر این مردم بگذارد. جادوی سرخ و سیاه آن آینهای را که شما را «روشنفکر و بزرگ» نشان میدهد، باید بر سرتان شکست
اما یادتان نرود، زمین ایران سخت است و قلندرانش بیدار. جنایت آن دشمن اشغالگر که هر روز با جوهر مرگ و خون برایمان فاکتور میکنید، این بار آنقدر عظیم است که خودتان که هیچ، تا تیر و تبار ۵۷تان هم جایی برای دفنش پیدا نخواهند کرد
پاینده ایران
جاوید شاه
#مجید_نیکاندیش


No comments:
Post a Comment