‏نمایش پست‌ها با برچسب از سر نوشته ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب از سر نوشته ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ فروردین ۲۴, یکشنبه

چشمک بزن ستاره




الماس دونه دونه
تو آسمون افشونه
خورشید خانوم خابیده
رنگ هوا پریده


چشمک بزن ستاره
تو ابر پاره پاره
تا بدونم که هستی
دلم و ماتم نگیره
چشمام و غم نگیره




دامون




۱۳۹۵ دی ۱۵, چهارشنبه

از سر نوشته ها





آمیزش رنگها، زبان زدِ قلم بر سپید ها
نوشتن عصیان بدون شرح یا نجوا، تنها راه نجات است
*
در کهکشانی که سرعت نور حتی، قدمهای نوباوه ستاره ای هم نمیشود
و انفجار یک سیاره، خورده پژواکی را ماند، در تطابُق با شکستن دل، نوشتن عصیان بدون ِ شرح، تنها راه نجات است
*
وقتیکه در ُعمق قوطه میخوری، در خَلصهٔ بودن، در این وادیه و در صیال ِ این زهرآب
و صدایِ پر پر شدن در نفرتخانهٔ این کوفیان مقوائی، در واقع ِ حال
.تنها راه نجات در عصیان ِ قلم است و نو شتنِ عُصیان، تنها راه نجات است
و من
اختلاتم با کاغذ، مرقومهء چرکین ِ آلوده ها و پرخاشگونه هاست
میبارم هر لحظه را که مینگرم، در چاله ای کوچک و مسدود شاید، در پیمانه ای خُورد
همانند زوزه های‌ ِ گُرگ، در مسلخ ِ تُندر ِ طوفان، در رعد ِ بی صدای ِ نا شنیده ها
با این قوارهٔ ناقص شعرم
برای تو


دامون٢٦/٠٤/٢٠٠٩