
خواسته هایم را
آن آ مال آرزو هایم را
آنها را که در بغض هم حتی، نتوان سرود
نه بر باد رفته
.نه از عصیان گسیخته، انبان کرده ام برای روز مبادا
*
گذشت زمان هم، گزندی نمی زند به تک تک آنان، تا آن زمان که من، منم
*
گذشت زمان هم، گزندی نمی زند به تک تک آنان، تا آن زمان که من، منم
!توانسته ها را در اکابر ِ اکنون به دوره گرفته ام
توانسته ها و خواسته های من
دوستان قدیمند، همانند صبر و ضفر
در بُعد آرزو خواسته ام توانسته ها را
در بُعد آرزو
به شهادت نشسته ام ایوب گونه، بر تک تک آنها
دامون
٠٦/٠٦/٢٠٠٩
دامون
٠٦/٠٦/٢٠٠٩
: پیوست
صبر و ظفر، هر دو دوستان قدیمند
بــر اثرِ صبر، نوبتِ ظفر آید
بـگذرد این روزگار تلختر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید
گنجور
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲
1 comment:
سلام
خدا به همه ي ما و شما صبر بدهد
Post a Comment