۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

خارستان



در بلندی ِ بالا دست ایستاده ام، در تیر رَس - کپکی نیست
که جان به هوا کُند، در د دور دست
مُرده ها گله گله میچرند
سـرمـسـت از نـفـرتـی سـالـیـانـه، بـه جـسـتـجـوی عـشـق، بـه
خـارسـتـان پـا مـی نـهـم؛



دامون

، با اِقتباص ازمتن‌ ِ شعری از هیربُد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر