۱۳۹۱ فروردین ۱۶, چهارشنبه

امشب از پاس ِ شبانگاه گذشت


امشب از پاس ِ شبانگاه گذشت

نتواستم آن واژهء کوچک را، که به لب داشت تبسم، دُنبال کُنم

و بگویم آن را آنسان، همچُنان مرهم ِ سرد برسر کورک تب

امشب از پاس ِ شبانگاه گُذشت و به فردا نزدیکم کرد

دامون

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر