ما من بود و من با ما، آنروز که این اتفاق افتادمن نشسته بود و ما را نگاه میکرد
جهت چشمانش اما بیشتر به روی من بود تا به ما
به هر صورت، اگر که خوب بنگری، هزار رَدِ گُم شده نوشته بر آن
گوئی، که ناخواسته حقیقت نهُفته در خویش را، بیان میکند
به مانند آن کاسهء گِلی، که از درون پُر ز ماست
و رَدِ تَرَکی که جای پایِ خویش را نهاده بر آن، تُرشیِ بد بویِ ماست
در مفهوم ، از ماست که بر ماست
باری، من ما بود و ما، همه من ، آنروز که این اتفاق افتاد
دامون

No comments:
Post a Comment