
بخشیده بر گدایان عالمسوز، تاج پادشاهی را، در بُهد چشم سلاطین مُنقلب
.با منتی عظیم، در نقاب تکّبری
انکار را به دیواری نابجا و عظیم، خلق
و در مُقابل هر نجوا، هر سئوال
خطی به امتداد سکوت کشیده
بخشش را حائزی نیست، از کیسه ء زرگون
و من
من ایستاده ام
.در ذکر ارتداد
بخششی از تو ملزوم من نخواهد شد
تو خوب میدانی
چرا که به هنگامهء از تو تکبیر گفتن
مرا به تُفیر
راندی از سرزمینت
بخشیدیَم
به خاک
با پیرهنی از جنس برگ انجیر
و رسوا شده گانت را
در پوستینی از من گنجاندی
تا شاید حدیث تکرارم را حکایتی دیگر شود
اما
آدمی را آدمیت لازم بود
حتی در صیقل آئینه های ِ سکندر ی
تو خوب میدانی
که حقیقت را پژواک فقط حقیقت است
و تا موئودی که از آغازش آبستن شک و وحم و تردید است
در این مزار خاک
که پوستی از من در آن به ا ُستُخوان است
احتمام آدمی را
احتمام آدمی را، آدمیت ملزوم
و شیطان را جحیز خود فروخته گان به خد آ
صبح دمان که خورشید در شراره به زمین است
و چالش آفتاب به یقما ست تاریکی را
رویش من در زبانه ء گلهای شبدر است
و ذکر من آری از آوازه ء بخشش از تو است
چرا که این واحه، امتداد در ندامت و در سوره های تکرار است
مرا ارزانی این شخمزار زمین
نه بهشتی برین
در همسایه گی شیاطین
دامون
با اقتباس از کریم
بخشیدمش..
پاسخ دادنحذفاو را که سوزاند خانه ام با داد و دشنام
تا نسوزم بیش از این در شعله های انتقام
گر کینه هنر جانیان است
بخشش قدرت قربانیان است
...
دوباره محبت دوچندان کردی دامون جان
پاسخ دادنحذفبخشیدم او را که سوزاند خانه ام با داد و دشنامش تا نسوزم بیش از این، در شعله های انتقام کینه از نابخردان است و بخشش قدرت قربانیان
I Forgave them...The one who burned down my house with shouts and insults. So that I wouldn’t burn any longer in the flames of revenge. If malice is the art of criminals the Forgiveness shall be the power of victims.
.Karim
..