دستهایی بود در این باغچه سبز، که تو گفتی در بهار شکوفه داده اند،
صدای آب هر از چند وقت، میشُست سکوت غبار را از برگ برگ ِ سبز ِما.
آسیاب ُمراد ، میگشت در چرخش زمان ، بی آنکه پُر شود کاسهءِ صبر از ذُلال ِ بارانی*
*من ما بود و آرزو نقشی نه در سرآب
***
دامون
Thursday, 22 July 2021
بودن
من، تو، و حتی ماُ شما و ایشان، ا گر که نیک بنگری
پیش ساخته ای زِ خویشمان
است، که در آن
من تو، او، و حتی ماُ شما و ایشان، ایفای نقش میکنیم
گاه با رقصی در میانهی میدان و یا چو آونگی، برسرِ دار
No comments:
Post a Comment