Wednesday, 26 November 2025

ونخواهند سری را به تنی

 







وقتی سر به تن کسی باشد، هنوز سر آن شخص به تنش می ارزد.

فرومایه گان، ارزش هر تن را در غیاب سر میخواهند

چرا که  تنی چند  که بی سر باشد بِه، از، سری چند که به تن باشد

در واقع

"دردِ سری نیست، اگر سری نیست" 

و چون، سری نیست، درد سری نیست 

و انجا که درد سری نیست، ارزشِ بستن دستمال به سر را مقوله ای نیست 

و چون دستمال را مقوله ای نیست، ارزشی نیست 

و جایی که ارزشی نیست محکوم را  صدایی نیست

 وآنجا که صدایی نیست، "شنوایی" را الزامی نیست 
 

و آنرا که صدایی نیست گفتاری نیست 

و آنجا که گفتاری نیست، زندگی نیست، فقط تکرار مکرر است 

که میتراود از صبح تا به شام 

واز بوق سگ  تا به عصر شُغال خوان

تکراری مکرر، مسلسل وار.


دامون
۱/۱۲/۲۰۰۱۷

Wednesday, 19 November 2025

Friday, 14 November 2025

Wednesday, 12 November 2025

منتظر



در غروبی تلخ

درسکوتی محض

که همه روح و وجودم به کویری ماند

روزِ رستاخیز است، انقلابی در من است

سایهء ابری بزرگ، فارغ از هر گونه آب

های های‌ ِ گریه های‌ ِ بچه گی میدهد آواز

این سکوت‌ ِ محض با لحیبی تُند و غُربت زا

میکند آغاز، فصل‌ ِ دیگر از غم و تنهائی است

مرگ میگردد در کویر‌ ِ سُرخ

گورهای ِ منتظر بر یک نفر جمعیت است


دامون


تهران

1357