۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

کمانگر



زمین
آبستن بستریست در شکافته  خاک
شاید، بدست گاو آهنی
.که میکند درو، بدون وقفه، شکوفه های جاری فردا را
در شخمزار، در شوره زار، در کویر این برهوت، دستی نمیروید دگر شبیح دستانت
هزار سال هم اگر

حتی هزار سال سیاه هم

دامون
١٩/٠٢/٨٩
به یاد فرزاد کمانگر

۱ نظر:

  1. چقدر زیبا گفتید.

    سربلند و پیروز باشید..راه فرزاد ادامه داره ..گرچه که غم از دست دادن چنین انسان های والائی بسیار سنگینه.
    دفترها

    پاسخ دادنحذف