۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۱, یکشنبه

سند باد



همیشه من سند باد بودم، در داستانهای پدر
قهرمانی حماسه ای که با پرنده ای به دوش، بر بال بادبانهای کشیده
 به دور دست میرفت 
و در انتهای تنهایی، به جنگ دیو و جن و پری بود
تا به ارمغان آرد 
کتاب اسرار  ِ خوشبختی را
***
در باور، هفت دریا بود 
و هزاران خطر 
از هزار خطرمیگذشتم در هفت دریا 
فقط به یاد تو.

دامون

٠٥/٠١/٢٠١٤


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر