قصد از آوردن اخبار و مقالات، اعم از روز نامه و گاه نامه ، پاکدست، نظریه، نقشه و پیشنهادُ پرُژه و شعر دراینجا تعین راه وتفهیم فکری به شما عزیزان نبوده و نیست؛ شایسته گی مُبرم بر آن است محتوی آورده شده را به تفریق شعور و فهم شخصیِ خویش برسانید؛ همانگونه تیترها ی آورده شده گشت وگذار روزانهء من در دنیایِ مجازی میباشد و درجه تبلیغ و اشاعهءِ تفکر دیگران را بر شما دوست گرامی ندارد *** دامون
۱۴۰۴ اسفند ۲۸, پنجشنبه
بهار ۲
۱۴۰۲ اسفند ۲۹, سهشنبه
بهار ۲
۱۴۰۲ آبان ۷, یکشنبه
یادِ اون روزایِ خوش
یاد اون روزایِ خوب
یاد اون روزایِ خوش
منو داغون میکُنه
دلمو خون میکنه
عشق، شعریست، که ازجادو مانده به جا
۱۴۰۲ شهریور ۱۹, یکشنبه
وطن

۱۴۰۰ مهر ۲۲, پنجشنبه
ژاژ

۱۴۰۰ خرداد ۶, پنجشنبه
کویر ٢
در این دَق دَقه ها که مثل کابوس در دوران است، کلام من, به سوی توست
و هر دقیقه ام ، همه ......
و خشکسالِ ماضی امروز
من، هر عاشقانه که سرودم به پای تو بود
تو ای شمای ِ من، آه، ای که در شمخمزارم، بزر زنده ماندن، ای بَزر من
**
و در این دَق دَقه ها که مثل کابوس در دوران است، کلام من, به سوی تواست
پیلهء حرفم هنوز هم به سوی توست که عاشقانه سوختی ام, بدون خود، ای عشق، ای دوای کمیابم
دامون
٠٦/٢٤/٢٠١٦
۱۳۹۷ مهر ۱۲, پنجشنبه
۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه
آنروز ها، تو و من
۱۳۹۵ آبان ۳, دوشنبه
تعملی نبود که عاشقانه بسرایم در این دیار
تعملی نبود که عاشقانه بسرایم
در این سرا که ندارد نشان ز ِِ شعلهء عشق
در آخرین ترانه ء من جاری بودن تو منجمد است
و تا ابد مرا به اقتدار بماند اغماض ِ خالی بودن تو
دست من، آن بود، که منتظر بماند، به میعاد دست تو
نه حا مل به خنجری، در سایه ای نهفته در قفا
*
*
میتراود از کوزهء چشمانت هر آنچه نهُفته در اوست
مُشکِ خُتن میبوید، بی آنکه صاحبش بر بگوید به دروغ
*
*
و من، میآویزم دگر باره در جامه دان حکایت اندیشه ء تو را
تامهتاب شبی دیگر و آسوده خیالی در من
باشد کهدر حریم هر حرف و گفت و گو، پنهان گذارمت
که مبادا، دیده بجنبد در هوای ِ تو
و گُر بگیرد دل به خاطره ای
دامون
١٢
۱۳۹۳ مرداد ۱۵, چهارشنبه
وبرگ های پلاسیدهء انجیر
۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۱, یکشنبه
سند باد
به دور دست میرفت
و در انتهای تنهایی، به جنگ دیو و جن و پری بود
کتاب اسرار ِ خوشبختی را
و هزاران خطر
از هزار خطرمیگذشتم در هفت دریا
فقط به یاد تو.
دامون


%5B1%5D.jpg)











