۱۳۹۵ مرداد ۷, پنجشنبه

خطابهء اعظم







آنگاه که ضلمت را در این سیاره انبان و کتیبهء شکنجه را چونان پرچم های ِ رنگارنگ 

آویخته سازیم در هرکرانه ای، بر سر هر بازار و مناره ای

و قدقامت شکستهء انسان را پُر ز کاه، آویزان به هر درخت

آنگاهان که بر باخته ایم حتی صورتمان را بر جهیز ِ ناچیز اهریمن

بر سپیدی - که متمایز است از هر رنگ دگر

بر پایه ای - که اساسش بر آب است و کتابش به جوهرخون 

و

اسطوره ء هزارن زجه، از عُمق دل کشیده همچون شیحه آن توسن ِ به بند

:آنگاه که فاتح شدیم 

دلوی از سرچشمهء معرفت سیراب را - لازم باید

برای تطهیر، برای غسل تعمید دستهامان



دامون

۲۵/۰۹/۲۰۰۹






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر