Tuesday, 10 September 2024

سپتامبر ِ سیاه





آنجا که دو خط موازی
یکدگر را قطعه قطعه میکُنند
بلند سپیداریست که نا خواسته
آنرا در وجود ِ خویش هُویدا میکند
*
آنجا که سنگسار ِ صلیبی بیجان در خاک
خُلاصه میشود، بلند دستی قلوه سنگی را به نشان ِ کپکی کاغذی رفته است
*
پاره سکوتیست میان ِ این همه حرف
ودست ِ بیتابم، امید ِ شکستنش دارد

آنجا که دو خطِ موازی یکدگر را میشکنند
بلند آوازی به اندازهء نجوا هم شنیده نمیشود، حتی
صدای تو در بُغض ِ شعر ِ من


*


به ایرانیان ِ از دست رفته در خاکسترسپتامبر

۲۰۰۱/سپتامر/۲۲


دامون

Saturday, 24 August 2024

هر روز هزار روز میگذرد

 






هر روز هزار روز میگذرد، درکنار این چشمه، که آبی روان را، و این چُنین خشگ امروز

آنکه، دست ما خجسته خنجری را به کتف خود کوبید، دست خواهش ما بود، نه دستی از درون ِ آستین

هزار روز میگذرد هر روز

موریانه ها هنوز، یوق را گردن آویزی، زینتی نامند

و درختان سرو گونه، تبر را به قامت خویش چون چمن

.و پژوهش گران قرن آزادی، عصر سنگ را، طرحی نوین میدانند

و تجلی انسان را در تفکیک

و رنج را در چهره‌ی دیگری

،و صواب را

.سپرده ای ثابت میدانند



٠٤/٠٨/٢٠١٤


دامون

Monday, 15 April 2024

جنایت

 







نمیشود که گفت نه

اما

به رحمتِ خدا هم

.نتوان گذشت و رفت

یعنی که اسطوره در نوردیده در قفا را

!نمیشود، انکار کرد ورفت

....مثلِ بادی که از قفا

!نه، نمیشود

اول دلیل برادریت را

بِثُبات

  ونی آنکه

پَنبِه ام به گوش بنشانی

من فرزندی ناخلف از آدم نبوده ام

پرداخته ای

از عاملی، مُذَکرُ نَکَره

در بسترِ موئنثی مفعول

!نه

عشق است افتخارم

 ونه گریه ای، سر درآورده 

از  فراخِ آستین 

نه نتوان

که گُفت نه

به رحمت خدا هم

.نتوان گذشت و رفت

*
*
در گوش حادثه

هزار نجوا ست

که آهنگی مُلایم از دور است

و در نزدیک

.لهیب سختِ ناحنجارِ زندگیست


دامون



٠٩/١٠/٢١٥

:لازم به تذکر 
  !فرتور بالا:  قزه یا فلستین نیست
 ایران است، دور نیست زمانش  هزاران نفر را کشتند هیچ یک از همین اُزگل ها کَکِش
ان نگزید؛ اما حالا که همان بلا داره به سر خودشون میاد  ریختن تو کوچه بازار که بیا و ببین 
اروپایها ها تازه میفهمند، بلایی را که  از سال ۵۷  سر مردم ایران آوردند، امروز شکل آتشی جهنمی دامنگیر  ؛ینده خودشان  شده
**
تصویر بالا از اقتباس دو فرتور است: یکی شلیک مستقیم گلوله جنگی به تظاهر کننده گان در تهران؛ دیگری، پنجره ازیک دخمه همتایِ دخمه های انفرادی زندان های ایران 


 توضیح
از عاملی، مُذَکرُِ نَکَره
در بسترِ موئنثی مفعول
  از زیر بُته به عمل آمده ها و  صد پدرها هستند؛ راه دور چرا بریم همین خود فروخته هایِ مُزدور خودجوش نهی از منکر  و سربازانِ علی گدا 


۲۵۸۳/فروردین/۱۶