قصد از آوردن اخبار و مقالات، اعم از روز نامه و گاه نامه ، پاکدست، نظریه، نقشه و پیشنهادُ پرُژه و شعر دراینجا تعین راه وتفهیم فکری به شما عزیزان نبوده و نیست؛ شایسته گی مُبرم بر آن است محتوی آورده شده را به تفریق شعور و فهم شخصیِ خویش برسانید؛ همانگونه تیترها ی آورده شده گشت وگذار روزانهء من در دنیایِ مجازی میباشد و درجه تبلیغ و اشاعهءِ تفکر دیگران را بر شما دوست گرامی ندارد *** دامون
Thursday, 31 October 2013
Sunday, 29 September 2013
و شقالان در گوشه ای
تکیده ایم، از این توده ء منجمد که ا یستاده در صحنه ء زندگی
مثل ماسیده های محبت، به پیاله ء چشم
وشیرازه ء این نمایش چندش آور که در اصل، سیلی ِ سردی بیش نیست
که مینوازد بس جانخراش لاله های گوش را
سرما و انجماد از حد بی نمکی هم گذشته است و کارد، از استخوان
*
سنگتراش پیر، جمله ای دیگر را با ضرافت ممکن به قانون استبداد نقش میکند
و شقالان در گوشه ای، نیمی از حمایل انسان را با اشتهای شیطانی، تکه تکه میبلعند
با صیقه ای موقت و شیرین
دامون
٢٨/٠٩/٢٠١٣
Thursday, 26 September 2013
نمایش
در رواقی خالی از اندیدشه های مُضحک، مُنتهی به دوره ء رنُسانس
و چینی شکسته ء استخوان های بالیه
.گنجینه ای، انباشته از تنوع زین ِ اسب و اُلاغ به چشم میخُرد، با خرمُهره های درخشان
:به گفته ء دیگر
این همان "استر هُمایو نیست"، که د ر ظا هر، رداده ء امثال و حکم به تن دارد
*
*
ما مانده چون شمع شب افروز بر صفره ء ِ بادام مغز ها
وآن اژدهای خون آشام
که دم عقرب زاده اش، ز گوشهء آستین پیداست
دامون
٢٦/٠٩/٢١٣
به ی. رُیایی
Wednesday, 25 September 2013
خاطره
دستهایی بود در این باغچه، سبزکه تو گفتی، در بهار شکوفه داده اند
صدای آب، هر از چند وقت، میشست رکود غبار را، از برگ برگ ِ سبز ِما
آسیاب ُمراد، میگشت در چرخش زمان، بی آنکه پر شود کاسهء صبر از ضُلال ِ بارانی
من ما بود و آرزو
نقشی نه در سرآب
دامون
٢٤/٠٩/٢٠١٣
Subscribe to:
Posts (Atom)



