‏نمایش پست‌ها با برچسب مجموعهء واحه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجموعهء واحه. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ تیر ۲۹, سه‌شنبه

باران

 







جاری ابرها را در جنگل بی پایان ستاره ها

از هر کنارهء آسمان نظاره گرم

میخروشد در تاریک مُدام پژواک ِ یک یک توده ها ی مُتمادی

همچون قراولان‌ِ سلطانی قدار بند

میبارد از هر گوشه ء نهان، بر بوته هایِ خشکیده و اطشان

قطره قطره چکه های باران

 

آه ای فرشتگان زیبا

که آبستن شکوه بارانید

و میبارید دانه های عصیان زا در رعد هر صدا

با واژه، با حرف، چگونه توانم بیانتان؟

 

چگونه توانم نوشت شمایان را به رویِ سطح این کولاب شور؟

 

دامون



۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

واحه




خاموش! ابر صدای من خاموش
خاموش
حرفهای کال و مقوائی سیبهای نارس و تُرش خاموش
 خاموش
 صورتکهای استثنائی
 طبل های تو خالی 
 پنیرک های سّمی
 شما
 قازه کشیدگان مسخ شده در سراط شب 
خاموش
خا موش ابر صدای من 
 تب تُند رسیدن و به آغوش کشیدن خا موش
خاموش
 دستهای منتظر  قدمهای خسته و گیج
عشق سرابی بیش نبود خاموش







دامون