
ديدمت
ميان رشته هاي آهنين
دست بسته، در ميان شحنه ها.
در نگاه خويشتن شطي از نجابت و پيام داشتي
آه!
وقتي از بلند اضطراب
تيشه را به ريشه مي زدي،
قلب تو چگونه مي تپيد؟
اي صفير آن سپيده ي تو خوش ترين سرود قرن،
شعر راستين روزگار
;وقتي از بلند اضطراب مرگ ناگزير را نشانه مي شدي،
وز صفير آن سپيده دم جاودانه مي شدي؟
-
شاعران به سبک موريانه –
جملگي با بنفشه رسته از زمين
- به طرف جويبارها
- با گسسته حور عين
- ززلفِ خويش تارها، در خيال خويش جاودانه مي شدند.
-آنچه در تو بود،
گر شهامت و گر جنون،
با صفير آن سپيده خوش ترين چکامه هاي قرن را سرود
شفیعی کدکنی